محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
350
مخزن الأدوية ( ط . ج )
خبز الطابون به فتح طاى مهمله و الف و ضم باى موحده و سكون واو و نون نانى است كه در گرفتن سبوس آن مبالغه كرده باشند و با روغن ترتيب دهند و رقيق باشد مشهور به كسمه است كثير الغذا و مولد خلط متين و دير هضم و مضر محرورين . خبز الفرنى به ضم فا و سكون راى مهمله و كسر نون و سكون يا نانى است كه در فرن بپزند و اقسام مىباشد از آن جمله كماج است و ديگر بكسمات و ديگر نان سنگك و اين جهت مرتاضين و صاحبان اعمال شاقه موافق و فرن آنست كه مكانى مجوف كه از سنگ و گچ و يا از خشت پخته اندك وسيع مىسازند و بر آن دودكش مانند تون حمام قرار مىدهند و در آن سنگريزه بسيار به ضخامت چهار انگشت و زياده مىريزند و فرش مىكنند و در يك كنار آن آتش مىافروزند و در آن را بند مىكنند تا خوب گرم شود و دود آن زايل گردد و خمير كماج را با آب نخود خيسانيده خمير مىنمايند تا به جوش آمده با اندك شيرينى و روغنى خمير مىكنند و مىگذارند تا برآيد پس در كماجدانها كرده سر آنها را بسته بالاى ريگهاى گرم در آن فرن مىچينند تا پخته و برشته گردد و بكسمات را نيز با آب نخود خيسانيده خمير مىنمايند و به هر شكل كه مىخواهند مىسازند و در ظرفى چيده و يا بر روى ريگهاى گرم بلاواسطه مىگذارند تا پخته گردد پس برمىآورند و اگر خشك و دوآتشه خواهند همان را درست و يا لوزى و يا غير آن بريده در ظرفى چيده بر روى ريگهاى گرم مىگذارند تا رطوبت آنها خشك شود و برشته گردد و خمير اين هر دو برآمده سبك و زود هضم مىباشد و نان سنگك آنست كه خمير آن اندك رقيق و فطير مىباشد آن را پهن نموده بزرگ و يا كوچك كه اندك نازك باشد و بر آن ريگهاى گرم مىاندازند و ابازير مطلوبه مذكوره در خبز بر آن مىپاشند تا پخته و برشته گردد پس بر مىآورند و گرماگرم اين نان بسيار لذيذ و روغنى اين ( لذيذ ) « 1 » مىباشد و پزنده نان سنگك بايد كه بسيار صاحب وقوف باشد و در شهرهاى ايران خصوصاً كرمان خوب مىپزند و در كرمان بسيار بزرگ تا سه ذرع طول و عرض يك ذرع دست و كسرى مىسازند . خبث به فتح خا و باى يك نقطه و ثاى مثلثه جرم اجسادى است كه در حين گداختن از آنها جدا شود . طبيعت مجموع آن : خشك و در حرارت و برودت مختلف . خبث الحديد به فتح حا و كسر دال مهملتين و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال مهمله و آن را به فارسى نوس و ريم آهن و به شيرازى رمه و به هندى لوهه كاكو يعنى فضله آهن و مدبر آن را كيت به كسر كاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و تاى هندى نامند . ماهيت آن : چركى است كه در وقت گداختن از آهن جدا مىشود و بهترين خبثها است و مستعمل مدبر مغسول آنست يعنى ساييده در سركه خيسانيده و خشك نموده شسته آن و هر چند مبالغه در سحق آن زياده نمايند بهتر است و براى امراض چشم و گوش بىسركه بايد كه باشد . طبيعت آن : در دويّم گرم و در سيّم خشك . افعال و خواص آن : بغايت مجفف و مقوى معده و قلب و دماغ و مانع نزف الدم و ادرار حيض و مانع حامله شدن و جهت بواسير و طحال رطب و رفع رطوبات باطنى و قرحه امعا و مثانه و استرخاى مقعده و سلس البول و تحليل اورام مجرب . * العين * اكتحال آن جهت خشونت پلك چشم . * الاذن * قطور آن جهت پاك كردن چرك گوش . * الصدر * با عسل جهت تصفيه صوت . * الباه * با زرده تخم مرغ به قدر يك دانگ جهت تحريك باه مرطوبين و مأيوسين . * السموم * با سكنجبين جهت ادويه قتاله . * البواسير * با شراب كهنه جهت قطع خون بواسير . * الرحم * فرزجه آن با پشم پاره جهت نزف الدم رحم . * الاورام * ضماد آن جهت تحليل اورام حاره و شير منعقد در پستان . * الصدر و الزينه * چون آن را بيست بار با آب و عسل بسايند و خشك كنند پس در روغن زيتون به قدر آنكه سه انگشت بالاى آن آيد بجوشانند تا ثلث روغن بسوزد و با حرف بابلى و عسل لعوق سازند و هر روز دو انگشت از آن تناول نمايند جهت تصفيه صوت و نيكويى رنگ رخسار و اخراج فضلات بدن بيعديل و به دستور چون با روغن زيتون بجوشانند و با عسل معجون سازند و هر روز مقدار قليلى به قدر حاجت از آن تناول نمايند . مضر شش ، مصلح آن كثيرا و عسل . مقدار شربت آن : تا دو دانگ و زياده از آن مجوز نيست و از خوردن آن عارض مىگردد حالتى كه از خوردن براده آن به هم مىرسد و علاج آن نيز همان است و طريقه تدبير آن و مركبات مصنوعه از آن در قرابادين ذكر يافت . خبث الذهب به فتح ذال معجمه و ها و سكون باى موحده ثفل طلا است . طبيعت آن : لطيفتر از همه . افعال و خواص آن : قوىتر از خبث الفضه و نايب مناب اقليميا است و طلاى آن با آب جهت رفع بدبويى زير بغل و كنج ران مجرب .
--> ( 1 ) . الذ : ب